close
متخصص ارتودنسی
استان کهگيلويه و بويراحمد



فرهنگی هنری اجتماعی
قالب وبلاگ
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
تبلیغات
ارتباط با مدیر
استعلام ثبت سایت


پیامک به سایت

شماره سامانه پیام کوتاه  وب سایت

شهید جاویدان )

30005367423000


محل تبلیغ شما
تعرفه تبلیغات را ببینید

اعضاء
ورود اعضاء
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟


عضویت در سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
درباره ما
فروش آلبومهای مجاز موسیقی و نرم افزارهای موسیقی مجاز در سراسر ایران فروش آلوم عطر موهات با صدای هومن آذریان دارای مجوز رسمی و ثبت در کتابخانه ملی
نظر سنجی
چه موضوعاتی مورد پسند شما هست ؟












پشتیبانی
تبلیغات

شارژ آنلاین از فروشگاه سایت ما خریداری کنید راحت و با اطمینان کامل



بازگير,عنايت الله

 

او هرگز به تسليم نينديشيد .
اما اين تنها او نبود كه اينگونه بود، بلكه تاريخ انقلاب، پر از عنايت هايي كه هميشه دريچه هاي نگاهشان به سمت حقيقت باز بود و قلبهايشان گلخانه هاي نجابت بود. انگار كه آمدنشان به دنياي خاكي تنها به اين انگيزه بود كه پيام آور آزادي و آزادگي باشند و قاصد پاكي و صداقت .
«عنايت الله بازگير» در سال 1342 هجري شمسي در روستاي« امام زاده نورالدين(ع)» از توابع شهرستان «كهگيلويه»در استان» کهگيلويه وبوير احمد» متولد شد. وي از همان ابتداي تولد، در ميان خانواده از محبوبيتي خاص برخوردار بود و در عين حال داراي استعداد و هوش سرشاري بود. زماني كه پاي در راه مدرسه گذاشت، توانست اين هوش و استعداد را بيشتر نشان دهد. ذهن قوي و حافظه خوب او باعث شده بود كه در درسهايش نمرات بالايي داشته باشد.
سردار شهيد« عنايت اله بازگير» از همان كودكي با وجود كمي سن، با افراد مختلف بسيار پخته و حساب شده برخورد مي كرد، به گونه اي كه رفتارش نشان مي داد كه يك سر و گردن از نظر عقلي بالاتر است. از كودكي علاقه زيادي به مطالعه داشت. بيشتر اوقات خود را صرف مطالعه كتاب، آن هم كتابهاي مذهبي مي كرد و به اين وسيله به پرورش روح و فكر خود مي پرداخت.
شهيد بازگير پس از اتمام تحصيلات ابتدايي در زادگاهش روستاي «امام زاده نورالدين(ع)» جهت ادامه تحصيلات به شهر «دهدشت» هجرت كردند.
تحصيلات دوره راهنمايي خود را دو از خانواده و البته با زحمت و پشتكار فراوان، در دهدشت ادامه داده و در ايام تعطيلي مدارس نيز جهت كمك به امرار معاش خانواده در شركت ترانس ترمينال واقع در بندر« امام خميني» (فعلي) و در كنار پدر خويش مشغول به كار مي گشت. پس از اتمام دوره راهنمايي وارد هنرستان كاوه سابق (شهيد باهنر فعلي) شد و در رشته برق ساختمان، شروع به تحصيل نمود.
اين دوران را مي توان به عنوان نقطه عطفي در زندگي عنايت به حساب آورد، او در اين دوره توانست با وسعت بخشيدن به آگاهي هاي خود و روي آوردن به مطالعات مذهبي، دنياي خود را گسترش دهد و توجه خود را به اجتماع و افراد جامعه معطوف نمايد.
عمال رژيم شاه، به جهت وابستگي كه به غرب و فرهنگ آن داشتند سعي مي كردند برنامه فرهنگي مملكت را طوري پي ريزي كنند كه مغاير با فرهنگ اسلامي باشد، بدين جهت هر گونه طرز تفكري را كه ريشه در فرهنگ و تمدن اسلامي داشت، در نطفه خفه مي كردند، اگر كسي در مراكز آموزشي، بدين مهم همت مي گماشت و براي ترويج فرهنگ اسلامي قدم بر مي داشت، به انحناء مختلف توسط رژيم شاه با مانع تراشي و آزار روبرو مي شد. با اين حال و با وجود حاكميت چنين سياستي بر كل كشور، عنايت سعي داشت تا هر چه بيشتر فرهنگ غني اسلامي را در محيطي كه زندگي مي كرد گسترش دهد. از اين رو پيشنهاد برگزاري نماز جماعت را در محيط هنرستان مطرح و آن را عملي نمود كه با مخالفت شديد مسئولين مدرسه و تهديد آنان روبرو مي گردد. و با اين حال وي با شركت در مجالس و محافل مذهبي، سعي در ترويج و رشد اينگونه نشستها را داشت. در كنار فعاليتهايش، براي افزايش آگاهي هاي مذهبي و علمي خود، از مطالعه كتب مختلف غافل نمي شد، هر وقت كه فرصت مي يافت به سراغ كتاب مي رفت و با بهره گيري از اين چشمه جوشان، روح تشنه خود را سيراب مي كرد به نحوي كه شبها تا ديروقت به مطالعه مي پرداخت و آنچه را كه از لابه لاي كتابها مي آموخت سعي مي كرد در زندگي اش به تجلي در آورد.
سردار رشيدا سلام شهيد« عنايت الله بازگير» پس از قبولي در سال سوم رشته برق آن زمان كه مي توانست با آن بلوغ فكري تراوشات ذهني خويش، در زمره تحصيل كنندگان عاليه و از كساني باشد كه مدارج علمي را ترقي بخشد و بعدها در صف آبادكنندگان دنيا باشد، با شروع جنگ تحميلي عصيانگران كافر، روحش در جمع ياران پير خمين پر زد و عاشقانه و عارفانه با شركت در عمليات« بيت المقدس» پرواز به سوي معنويت خداوندي را آغاز نمود.
پس از 6 ماه حضور داوطلبانه در خطوط مقدم جبهه در سال 1360 وارد سپاه گرديد و به عضويت رسمي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي« دهدشت» در مي آيد و با خويش عهد مي بندد كه تا آخرين قطره خون خود، چنانچه نه تنها خدايش شاهد است. بلكه منظره ديدني است براي خلق خدا، و تا پيروزي كامل اسلام و زوال و نابودي تمام عيار كفر و استكبار جهاني، از پاي ننشينند، چنانكه ننشست.
همين عهد و وفا و اخلاص باعث شد تا پس از حدود يكسال حضور در جبهه هاي جنگ، با نظر مسئولين سپاه در تهران عزيمت نموده و دوره هاي آموزش فرماندهي گردان را فرا گيرد.
پس از گذراندن دوره ي فرماندهي مجدداً وارد جبهه هاي جنگي مي شود و در اكثر عمليات رزمندگان از جمله «طريق المقدس»،- «فتح المبين»،« رمضان»،-« محرم»، «فتح خرمشهر»،-« والفجر 3و4و5»،« خيبر »،« بدر »،« قدس 3 »حضور قاطعانه و خالصانه مي يابد. و چنان از خود فداكاري و از خودگذشتگي نشان مي دهد كه حقيقتاً تاريخ به عنوان تحليل گر صادق بر قلبش نام مقدس« عنايت» را حكاكي خواهد كرد.
بدون مبالغه و اغراق در محدوده ي خصوصياتش اعم از مذهبي ، اخلاقي و … فرماندهي گمنام، پاسداري مخلص ولي داراي انگيزه اي بس ريشه وار و عميق و درونگر بود.
روحيه ي حقيقت جو و كاوشگر او، آكنده از عطوفت وي، كه نشأت گرفته از اين واقعيت عيني كه نسبت به رهبرش و مكتب و عدالت داشت، قابل تمجيد و تقرير بود. او در حاليكه در شئون زندگي ممتاز بود، در ميدان رزم، فرماندهي تمام عيار و مبارزي نستوه، در ميدان كار و كوشش ، جهادگري مسئول و در كانون گرم خانواده محفلي گرم داشت.
او به عنوان پاسداري فداكار و ايثارگر و فرماندهي از همه نظر لايق در مرزهاي جنوب و غرب كشورمان به ايجاد نظم و ثبات امنيت و استقرار حكومت اسلامي مهم داشت. شهيد« بازگير» آنگونه بودكه در چهره اش روحيه شهادت طلبي به روشني ديده شد و همين شوق بود كه عارفانه او را در تمام ورطه هاي سخت مي كشانيد و بي واهمه به پيشواز خطر مي رفت و از ميان باران گلوله و طوفان آتش عبور مي كرد.
او به عبادت مقيد بود نماز را از روي اخلاص مي خواند، پس از بجا آوردن نماز، قرآن مي خواند و اين كار براي او ملكه شده بود به نحوي كه در طول سال، گاه چند بار قرآن را ختم مي كرد و تا آنجا كه مقدور بود به ديگران هم توصيه مي كرد كه هيچ گاه تلاوت قرآن را از ياد نبرد. از شنيدن آيات الهي و شركت در مباحث عقيدتي و اخلاقي لذت مي برد.
«عنايت» قله آمالش را در شهادت به معناي خدمت و اطاعت خالصانه از خداوند و گزينش رنج و مشكلات در راه خداوند را بالاترين لذت خود مي دانست. آنچنانكه در قسمتي از وصيت نامه خود فرمود:
«من نه با عشق به شهادت و نه با هدف اينكه از زير بار مسئوليت شانه خالي كنم و نه به اين منظور به جبهه مي روم تا شهيد شوم و از اين دنيا خلاص شوم و خودم را از گرفتاريها و بدبختيهاي آن آزاد كنم، بلكه خدا خود مي داند كه هميشه از او مي خواستم به من توفيق خدمت و اطاعت خالصانه و عبادت عطا فرمايد و هرچه رنج و گرفتاري در اين دنيا هست در صورتيكه انسان ساز و در جهت قرب به او و مايه تكامل در مسير اله الله است و خلاصه هر رنج و زحمتي كه رضاي خدا است از من دريغ نفرماييد كه بودن در اين دنيا و عبادت او و كشيدن درد و رنج در راه خدا بالاترين لذت را دارد.»
در قسمتي ديگر از وصيت نامه اش مي نويسد:
«از خدا مي خواهم كه مرگ مرا شهادت در راه خودش قرار دهد، مرگم را در بستر نفرمايد.
و مردان الهي، تولد، زيست، زندگي و مرگشان الهي و خدايي خواهد بود و عنايت الله بازگير نيز دلاوري بود كه خاكهاي غرب و جنوب، صحراهاي گرم خوزستان و سرماي كردستان و بالاخره ياران و همرزمان ايشان گواه بر اين امرند كه او خدايي بود…»
و پروازي روحاني تا مقصد حضرت دوست خواهد داشت. و سرانجام اينكه فرمانده دلاور جبهه هاي جنگ، «عنايت الله بازگير» در تاريخ 21/11/1364 در عمليات «والفجر هشت» در حاليكه فرماندهي گردان حضرت زينب(س) از« لشكر 19 فجر» را به عهده داشت، مست مي ناب حسيني شد و به فوز عظماي شهادت نائل آمد. همان آرزويي كه هميشه در پايان نامه هايش به آن اشاره مي كرد كه اللهم ارزقنا توفيق شهادت في سبيلك و بدين سان پروانه جانش با نسيم عشق به پرواز درآمد و در بهشت خدا طلايه دار آناني شد كه مدتها با او در كشاكش حق و باطل همراه و همقدم بودند آري عنايت رفت در حاليكه نام او تا ابد بر سر زبانها باقي خواهد ماند و ياد گرامي اش بر صحيفه دلها نگاشته خواهد شد. آن مرغ باغ ملكوت از قفس تن رها شد و از عالم خاك سفر كرد. اصلاً شهيد« بازگير» از همان كه خود را شناخت و خدا را، از دو راه زيستن با ذلت و مردن با عزت راه دوم را برگزيده بود.
هرم سوزان عشق در درونش زبانه مي كشيد و عمري چشم به مشرق زمان دوخته بود تا از پس نقاب قله هاي زيستن، خورشيد شهادت بدمد و پرتوهاي نوراني آن.









وصيت نامه

 

بسم الله الرحمن الرحيم
پس از حمد و سپاس خدا و درود بي پايان به پيشگاه حضرت اشرف الانبياء محمد مصطفي(ص) و پس از گواهي به وجدانيت خدا و رسالت و امامت انبياء و ائمه عليه السلام و پس از اسلام به حضرت مقدس يگانه منجي انسانها و اميد منتظران حضرت صاحب الامر مهدي صاحب الزمان (عج) و درود به امام امت اميد مستضعفان و نايب امام عصر، اكنون كه مجدداً عازم هستم و مي روم تا به حسين زمان خود لبيك بگويم، ميروم در دانشگاه حسين دانشگاه انسان ساز لازم است تذكراتي چند را به عنوان وصيت نامه بعرض برسانم.
1- هيچ هدف و مقصودي از رفتن به جبهه جز انجام وظيفه شرعي و كسب رضايت الهي نتوانسته محرك من باشد و بايد عرض كنم كه سعي كرده ام كه فقط وفقط براي رضاي خدا خشنودي او و اطاعت امر او به جبهه بروم و هيچ نيرو و عاملي ديگري را در اين رابطه حتي براي يك مرتبه هم كه شده در آن راه ندهم. من كوشيده ام كه حتي شهادت را كه خود كمال بزرگي است و آرزوي متقيان در طول تاريخ بوده هدف من قرار نگيرد و به نظر من در اين برهه از زمان ومكان كه اسلام شديداً به ياري و حمايت احتياج دارد و نداي هل من ناصر ينصرني حسيني هرچه رساتر بلند است در چنين موقعيتي نه تنها شهادت بلكه حتي فكر به شهادت نيز فرصت طلبي است. پس من با عشق به شهادت و نه با هدف اينكه از زير بار مسئوليت شانه خالي كنم و نه به اين منظور كه به جبهه بروم و شهيد بشوم و از اين دنيا خلاص شوم و خود را از گرفتاري ها و بدبختيهاي آن آزاد كنم به جبهه مي روم چونكه خدا خودش مي داند كه هميشه از او مي خواستم به به من توفيق خدمت و اطاعت خالصانه و عبادت عطا بفرمايد و هرچه رنج و گرفتاري اين دنيا هست در صورتيكه انسان ساز و در جهت قرب به او و مايه تكامل و مسير الهي الله است و خلاصه هر رنج و زحمتي رضاي خداست از من دريغ نفرماييد كه بودن در اين دنيا و عبادت او و كشيدن رنج و درد در راه خدا بالاترين لذت را دارد البته از خدا مي خواهم كه مرگ شهادت در راه خودش قرار دهد، مرگم را در بستر نباشند آري همواره از خداي بزرگ مي خواستم كه در بستر نميرم بلكه كشته شوم و بخون خود بغلطم و حتي بسوزم و خاكستر شوم و از بين بروم تا بدنم حتي گوشه اي از اين دير فاني را اشغال نكند و با تمام وجود و با همه هستي و نيستي ام بسوي او پرگشايم. در هر صورت اگر از من جنازه اي باقي ماند مرا در كنار دوستان حسين و لبيك گويان او در قبرستان دهدشت بگذاريد و در ضمن جنازه ام را در قبرستاني كه عزيزاني همچون دمسازها و خونبازيها در آن با حسين شان ملاقات كردند بسپاريد. لازم است چند جمله اي را در اين اواخر به عرضتان برسانم. به اينكه من براي هوي و هوس به جبهه نرفتم زيرا هوي و هوس جايش در دنياست و چيزي نيست كه با كارآمدن مسأله جان و زندگي همچنان بتوانند محركي باشد و لااقل براي من اينطور بود كه من جانم را بيشتر از اين دوست داشتم كه بخواهم در راه اميال و خواهشهاي نفساني از دست بدهم زيرا تا جاني نباشد ديگر هوي و هوس در كار نيست. پدر و مادر عزيزم مستحضر هستيد كه تنها راه تقاص خون من از طريق ادامه راهم كه همان حمايت از اسلام و جمهوري اسلامي و امام امت است مي باشد و لذا بدانيد كه همه در راه تقويت جمهوري اسلامي و پشتيباني رهبر انقلاب بيشتر كوشش كند و و پاسداري از خون مرا كه اطاعت از خداي باريتعالي است را بهتر انجام داده است. پس لحظه اي دست از حمايت اين نظام برنداريد و مردم را نيز به اين امر تشويق كنيد (كه البته خود آنها نيز به وظيفه خود آشنا هستند) و لحظه اي دست از مبارزه و كوشش و مجاهده در راه خدا كه همان منتظر واقعي امام زمان بودن است برنداريد به آن اميد كه روزي پرده ظلم زدوده شود و ديده جمالش منور شوند.
2- البته در كنار اين مبارزه و مجاهده در راه خدا و در جهت حمايت نظام جمهوري اسلامي موضوع مبارزه و مجاهده با نفس است فراموش نكنيد (كه نمي كنيد) انشاءالله
خواهران و برادرانم با بهره گيري از محيط سالم و پاك جمهوري اسلامي و استفاده از محضر امام امت و كتابها و نوشتجات ايشان و همچنين ساير معلمين اخلاق و با بندگي و اطاعت خدا و افزودن بر عبادات خود هرچه بيشتر در راه تهذيب و تزكيه كوشا باشيد. انشاء الله
3- مادر عزيز و بردبارم انشاءالله با تمسك بر تعاليم اسلام و عمل به آنها با بهره گيري از تقواي پروردگار كه در نتيجه رنجها و زحماتي كه در اين دنيا متحمل شده است بدان دست يافته و مرا در اين دنيا در مقابل شهدا و صديقين سرافراز مي نمايد و با صبر و شكيبايي در مقابل مصائب، و با گذشت از خطاهاي من روح مرا شاد مينمايد(انشاءالله)
مادر عزيز رنج كشيده تقاضايم از تو اين است كه در نظر داشته باشي كه اين دنيا گذرگاهي بيش نيست و هيچكس در اين دنيا جاويد نمانده بلكه اينجا كشتزاري است كه انسانها بذر جاودانگي در آن دنيا را مي پاشند. تو نيز بايد با دل كندن از دنيا و مظاهر آن خود را به خدا نزديكتر كني و فكر كن اين مادران قهرمان شهدا چقدر صبور هستند مثال بارز آن مادر شهيد دمساز همسايه ات و خود را تطبيق كن و
مي دانم كه چنين هستي و در قبال مرگ من كوچكترين عكسالعمل از خود نشان نمي دهي چرا كه از پيروان مكتب زهرا(س) و زينب (س) جز اين انتظاري نيست، غمگين مباش و خوشحال باش كه بالاخره از دامن تو نيز بنده كوچكي در راه خدا قرباني شد و كمي از شرمندگي خانواده ما در مقابل خانواده هاي كه 4 الي 5 نفره از جگرگوشه هايشان شهيد شده اند كاسته شده و بعد از مرگ من در برابر امت كه خود نيز شهدائي همچون شهيدان بزرگوار آيت الله سيد مرتضي مطهري و بهشتي و … كه همچون فرزندانش بودند تقديم كرده است. در برابر ايشان هم زياد سرافكنده نيستي. انشاء الله
سلام مرا به مؤمنين و صالحان و تابعان ولايت فقيه برسانيد.
ربنا اغفر لنا ذنوبنا في امرنا و ثبت اقدامنا و نصرنا علي القوم الكافرين.
عنايت الله بازگير20/6/1362

 

 

 


 

خاطرات

واهبي همرزم شهيد:
در عمليات بيت المقدس بعد از عبور از ميدان مين متوجه شديم يكي از نيروهاي عراقي با يك اسلحه چهار لول ضدهوايي راه را بر ما بسته بود. شهيد بازگير عنوان نمود كه بايد از طريق ممكن او را از پاي درآورد. من جلو رفتم كه در جاي منابي قرار گرفته و او را هدف قرار دهم، ولي متوجه شدم كه شهيد بازگير با شگردهاي خاص خود به سرعت به سوي عراقي مي رود، بعد از چند لحظه تيراندازي خاموش شد و متوجه شدم كه شهيد بازگير او را دستگير نموده و دستهايش را بسته و با خود به سوي ما مي آورد، با اين كار راه عبور را بر ما هموار نمود و عمليات به خوبي پيش رفت.

شهيد بازگير همواره تلاوت آيات روحبخش الهي را يكي از وظايف اصلي مي دانست و صداي تلاوت قرآني او آشناي هر رزمنده اي بود يكي از همرزمان وي نقل مي كند در عمليات بيت المقدس با تلاش فراوان يكي ا تانكهاي عراقي را زمين گير نموده و خدمه آن را دستگير نموديم، وقتي خدمه از تانك بيرون آمد، قرآن كوچكي را بر روي دستهاي خود قرار داد و تسليم شد شهيد وقتي قرآن را بر دستان آن عراقي ديد اشك از چشمانش جاري شد و گفت ايشان را اسير كنيد و وسايل آرامش و آسايش او را فراهم نموده و به عنوان اسير جنگي به پشت خط مقدم منتقل نماييد. رفتار آميخته با روح عاطفي ايشان فرد عراقي را به وجد آورده بود و ترس و دلهره در او از بين رفت. 

درباره : شهدای استانها فرماندهان ، وصیتنامه ، خاطرات ، آثار شهدا , استان کهگيلويه و بويراحمد ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 129
[ 24 / 04 / 1392 ] [ 24 / 04 / 1392 ] [ ]
.: Weblog Themes By goldtem.rozblog.com :.

::

تبلیغات

X بستن تبلیغات

موضوعات
تازه های سایت
اخبار روز جهان
شهدای استانها فرماندهان ، وصیتنامه ، خاطرات ، آثار شهدا
نرم افزار های کاربردی
مستند
دانلود فیلمها و سریالهای ایرانی
انمیشین
فرهنگ جبهه
عملیات
شناسایی ها
نیروهای دشمن
نیروهای دشمن 2
شهدای جهاد سازندگی
آلبومها
برنامه رادیویی
خاطرات انقلاب
وطن
راهیان نور
موسیقی فیلم
سرود
موسیقی بی‌ کلام
فرزند شهید
صدای شهدا
شهید سید اهل قلم آوینی
مارش
مداحی
ايثارگران
خانواده شهدا
اولين هاي شهيدان دفاع مقدس
نوای جبهه
مطالب مفید فرهنگی ، هنری ، اینترنتی و ...
مذهبی
مجموعه پوسترهای شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
فاتحان قله‌های جاسوسان ( شهدای صابرین )
محمد ابراهیم همت
ادعیه و مناجات
ادیه و زیارت
دانلود کتب اسلامی
پخش زنده شبکه های تلویزیونی - سراسری
دانلود تمام آثار شهید مطهری
صرفا جهت اطلاع !!!!
جلوه های ویژه
پی دی اف آموزشی
دوره آموزشي زبان فارسي
کلیپ های با کیفیت دفاع مقدس (۱)
نرم افزارهای موبایل
گنجینه اذان
والپیپرهای اسلامی
والپیپر معمولی
بخش سیستم عامل
بازی
کلیپ
شهید حاج احمد کاظمی
دانلود مجموعه کتابهای کامپیوتر pdf
اس ام اس
اصول و فروع دین
طنز و کاریکاتور
فول آلبوم های مجاز
دیگر رسانه ها
جستجو


آرشيو مطالب
آمار سایت
بازديدهاي امروز : 9,091 نفر
بازديدهاي ديروز : 9,091 نفر
كل بازديدها : 2,776,154 نفر
بازدید این ماه : 18,671 نفر
بازدید ماه قبل : 18,671 نفر
کل نظرات : 6 عدد
كل مطالب : 4779 عدد
افراد آنلاین : 1 نفر
آروین گلشنی