close
متخصص ارتودنسی
معرفی شهدا و فرماندهان



فرهنگی هنری اجتماعی
قالب وبلاگ
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
تبلیغات
ارتباط با مدیر
استعلام ثبت سایت


پیامک به سایت

شماره سامانه پیام کوتاه  وب سایت

شهید جاویدان )

30005367423000


محل تبلیغ شما
تعرفه تبلیغات را ببینید

اعضاء
ورود اعضاء
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟


عضویت در سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
درباره ما
فروش آلبومهای مجاز موسیقی و نرم افزارهای موسیقی مجاز در سراسر ایران فروش آلوم عطر موهات با صدای هومن آذریان دارای مجوز رسمی و ثبت در کتابخانه ملی
نظر سنجی
چه موضوعاتی مورد پسند شما هست ؟












پشتیبانی
تبلیغات

شارژ آنلاین از فروشگاه سایت ما خریداری کنید راحت و با اطمینان کامل



پیش بینی دقیق

 

پیش بینی دقیق

نویسنده: شهید حاج احمد کاظمی



 
شب قبل از عملیات وقتی به رضا نور محمدی(1)سفارش می کردم مواظب خودش باشد، با تبسمی عارفانه و زیبا گفت، من فردا شب ساعت 2 بعد از نیمه شب شهید می شوم. و ساعتش را نگاه کرد. نور محمدی ادامه داد:مرا در کنار شهید عباس حاج امینی به خاک بسپارید.
فردا شب وقتی بی سیم چی رضا تماس گرفت و از شهادت او خبر داد، با ناراحتی ساعت را نگاه کردم، عقربه ها دقیقا ساعت دو بعد از نیمه شب را نشان می داد!

پی نوشت ها :

1- رضا نور محمدی در سال 1337 در شهر آبادان متولد شد. در طول انقلاب به واسطه مبارزاتش بارها مورد تعقیب قرار گرفت. بعد از آن با شروع جنگ از نخستین مدافعان خرمشهر بود و تا پایان عمر هرگز سلاح را زمین نگذاشت. خانواده او جزو مهاجران جنگی بودند که در نجف آباد ساکن شدند. به همین دلیل رضا نیز از طریق بسیج نجف آباد به جبهه اعزام گردید. سردار نور محمدی در بیش از هفت عملیات با سمتهای مختلف شرکت داشت و سرانجام در عملیات بدر با مسئولیت محور عملیاتی لشکر 8 نجف، به خیل شهدا پیوست.

منبع: احمدی، جانمراد؛ (1385)، ما اهل اینجا نیستیم؛ مجموعه ای از خاطرات و سخنرانی های سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی، شهرستان نجف آباد (اصفهان)، مؤسسه حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و لشکر 8 زرهی نجف اشرف و گنگره سرداران و 2500 شهید شهرستان نجف آباد، چاپ دوم.

درباره : شهید حاج احمد کاظمی , معرفی شهدا و فرماندهان ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 150
[ 19 / 04 / 1392 ] [ 19 / 04 / 1392 ] [ ]

تجلی صنعتکار

 

تجلی صنعتکار

نویسنده: شهید حاج احمد کاظمی



 
شهید محمودی(1)از دست پرورده های شهید صنعتکار بود و خیلی از صفات صنعتکار در او تجلی یافته بود. علاقه به قرآن، اعتقاد به توسل ائمه، شجاعت، مدیریت، درک خوب، مسائل نظامی و... خلاصه!او تجلی صنعتکار بود.
شهادت محمودی برای من خیلی ناگوار بود، به همین خاطر برای تسلای خود، به صنعتکار مراجعه کردم و گفتم:چرا محمودی شهید شد؟ شهید صنعتکار نیز که همانند من خیلی از این شهادت متاثر شده بود گفت:
غیر از شهادت چه چیزی حق محمودی بود؟ حیف نبود محمودی شهید نشود؟!
حق با او بود. اجر و مزد محمودی اگر کمتر از شهادت داده می شد، به او جفا بود.

پی نوشت ها :

1- محمد علی محمودی در سال 1342 در اصفهان متولد شد. با به ثمر نشستن انقلاب، وارد سپاه پاسداران شد. با شروع جنگ تحمیلی به جبهه شتافت و مدت سه سال مسئولیت تخریب لشکر 8 را بر عهده داشت. پس از آن مسئولیت واحد عملیات را برعهده گرفت.
سرانجام این سردار دلاور اسلام پس از عمری مجاهدت و تلاش در عصر یک روز در حالی که برای بازدید، به منطقه رفته بود، بر اثر انفجار مین به آرزوی همیشگی خود رسید.

منبع: احمدی، جانمراد؛ (1385)، ما اهل اینجا نیستیم؛ مجموعه ای از خاطرات و سخنرانی های سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی، شهرستان نجف آباد (اصفهان)، مؤسسه حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و لشکر 8 زرهی نجف اشرف و گنگره سرداران و 2500 شهید شهرستان نجف آباد، چاپ دوم.

درباره : شهید حاج احمد کاظمی , معرفی شهدا و فرماندهان ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 155
[ 19 / 04 / 1392 ] [ 19 / 04 / 1392 ] [ ]

بگذارید بین بچه ها بمانم

 

بگذارید بین بچه ها بمانم

نویسنده: شهید حاج احمد کاظمی



 
اربابی هرگاه فراغتی پیدا می کرد در جمع بسیجی ها بود. او به آنها عشق می ورزید، لذا سعی می کرد بیشتر وقت خود را با آنها بگذراند. حول و حوش عملیات والفجر هشت ازدواج کرد ولی سه روز پس از ازدواج، شنیدم که می گفتند، اربابی برگشته است. من ناراحت شدم و وقتی او را دیدم، گفتم:چرا آمدی؟ تو تازه ازدواج کرده ای و باید چند روز می ماندی. برگرد چند روزی بمان، بعد بیا. ولی او اصرار و پافشاری می کرد که در جبهه بماند. تحملم تمام شد و با تندی گفتم:اربابی!باید برگردی، همین امروز به خانه برو!
او در حالی که داشت موتور سیکلتش را روشن می کرد که با آن نزد بسیجی ها برود، نگا های به من کرد و ملتمسانه در حالی که بغضش ترکیده و اشکش جاری شده بود، گفت:احمد آقا!اجازه بدهید باشم.
بگذارید بین بچه ها بمانم. دیگر نتوانستم مقاومت کنم و سکوت کردم؛ چون سکوت علامت موافقت است. (1)

پی نوشت ها :

1-علی محمد اربابی به سال 1343 در بید گل کاشان متولد شد. با شروع جنگ تحمیلی به جبهه شتافت. وی در عملیاتهای مختلفی شرکت داشت و در حالی که چندین بار نیز مجروح شده بود، حاضر به ترک جبهه نمی شد.
سرانجام این سردار رشید اسلام در حالی که ریاست ستاد فرماندهی لشکر 8 را بر عهده داشت، در نیمه شب 65/10/5 به شهادت رسید.

منبع: احمدی، جانمراد؛ (1385)، ما اهل اینجا نیستیم؛ مجموعه ای از خاطرات و سخنرانی های سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی، شهرستان نجف آباد (اصفهان)، مؤسسه حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و لشکر 8 زرهی نجف اشرف و گنگره سرداران و 2500 شهید شهرستان نجف آباد، چاپ دوم.

درباره : شهید حاج احمد کاظمی , معرفی شهدا و فرماندهان ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 170
[ 19 / 04 / 1392 ] [ 19 / 04 / 1392 ] [ ]

شش ماه دیگر

 

شش ماه دیگر

نویسنده: شهید حاج احمد کاظمی



 
در سال 65 توفیق تشرف به حج ابراهیمی یافتم. هنگامی که با اربابی خداحافظی می کردم نا مه ای به من داد و سفارش کرد این نامه را در طول راه بخوانم. گویی زادراه سفر مکه ام بود. نامه را گرفتم و از هم جدا شدیم. در طول راه به فکر اربابی و نامه اش افتادم. نامه را باز کردم. با خطی زیبا و کلماتی لطیف و دلنشین که از سویدای قلبش برخاسته بود، برایم نامه نوشته بود. وقتی نامه را خواندم متوجه شدم چرا این مطالب را حضوری با من مطرح نکرده، چرا می خواسته در راه مکه باشم تا نتوانم به در خواستش جواب رد بدهم. در نامه نوشته بود:در عملیات آینده(کربلای چهار)اجازه بده در گردان های رزمی انجام وظیفه نمایم. با رزمندگان و همراه آنان بر قلب دشمن زبون حمله کنم. خواهش می کنم از حضور من در خط مقدم ممانعت نکن. من می دانم که تا شش ماه دیگر شهید خواهم شد. پس این چند صباح اجازه بده با بسیجی ها باشم.
همین طور که نامه را می خواندم مثل اینکه یک سطل آب سرد روی بدنم می ریختند. عرق سردی بر وجودم نشست و لرزیدم. خدایا!اگر اربابی شهید شود، اگر او نیز برود، چه می شود؟ نه، خدایا!اربابی را برای لشکر اسلام حفظ کن.
دقیقا سر موعد مقرر، سر شش ماه، در انتهای عملیات کربلای چهار، به دیدار یار رفت.
منبع: احمدی، جانمراد؛ (1385)، ما اهل اینجا نیستیم؛ مجموعه ای از خاطرات و سخنرانی های سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی، شهرستان نجف آباد (اصفهان)، مؤسسه حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و لشکر 8 زرهی نجف اشرف و گنگره سرداران و 2500 شهید شهرستان نجف آباد، چاپ دوم.

درباره : شهید حاج احمد کاظمی , معرفی شهدا و فرماندهان ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 75
[ 19 / 04 / 1392 ] [ 19 / 04 / 1392 ] [ ]

بالاتر از فرمانده

 

بالاتر از فرمانده

نویسنده: شهید حاج احمد کاظمی



 
با اینکه بنده فرمانده لشکر بودم و حسین صنعتکار(1) زیر مجموعه من محسوب می شد، مع الوصف او را همیشه بالاتر از خود می دانستم، از هر نظر او یک انسان کامل بود. طلبه باهوش، رزمنده شجاع، فرمانده مدبر و از همه بالاتر، معلمی دلسوز بود.
هر وقت مشکلی داشتم با او مشورت می نمودم. برای واگذاری مسوولیت های لشکر به افراد، با اشاره و مشورت حسین، این کار را می کردم و همیشه کارهایی که با او مشورت کرده بودم، خاتمه خوبی داشت.
در طول عملیات های مختلف، هر گاه کار پیشروی یا دفاع لشکر، با مشکل روبرو می شد، وقتی صنعتکار به آن ناحیه می رفت، خیال همه راحت بود. در طول این مدت حتی یک مرتبه اتفاق نیفتاد کاری را ولو در سخت ترین شرایط به او محول کنم ونتواند به خوبی از عهده آن برآید.

پی نوشت ها :

1- شهید حسین صنعتکار در سال 1337 در کاشان متولد شد و پس از طی دوران مدرسه، به حوزه علمیه وارد شد و به تحصیل معارف اسلامی پرداخت. در سال 1361 برای اولین بار به جبهه عزیمت کرد. او مدتی مسئول واحد تخریب، واحد آموزش، معاونت عملیات و یگان دریایی لشکر 8 بود. در این مدت هر جا حسین بود همه می خواستند آنجا بروند. وی در تمام عملیاتهای لشکر، شرکت فعالانه داشت.
پایان زندگی ظاهری این روحانی برجسته و فرمانده شجاع لشکر اسلام، مردادماه 1365 بود. او که جهت شناسائی منطقه عملیاتی جدید وارد میدان مین شده بود، در اثر انفجار مین به شهادت رسید.

منبع: احمدی، جانمراد؛ (1385)، ما اهل اینجا نیستیم؛ مجموعه ای از خاطرات و سخنرانی های سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی، شهرستان نجف آباد (اصفهان)، مؤسسه حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و لشکر 8 زرهی نجف اشرف و گنگره سرداران و 2500 شهید شهرستان نجف آباد، چاپ دوم.

درباره : شهید حاج احمد کاظمی , معرفی شهدا و فرماندهان ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 120
[ 19 / 04 / 1392 ] [ 19 / 04 / 1392 ] [ ]

لباس بسیجی

 

لباس بسیجی

نویسنده: شهید حاج احمد کاظمی



 
علی محمد اربابی به خاطر علاقه ای که به بسیج داشت، همیشه لباس بسیجی می پوشید. یک روز که طبق معمول برای نیروهای تازه وارد لشکر،از اهمیت جبهه و جنگ و شرایط حضور در جبهه و عملیات سخن می گفت،چند نفر از بسیجی ها اصلا توجهی به سخنان او نمی کردند و با هم شوخی می کردند.
بعد از اتمام سخنرانی سراغ آنها رفتم و گفتم:چرا به سخنرانی توجه نمی کردید؟ اینجا جبهه است. هر مسوولی که برای شما صحبت می کند در حقیقت با این صحبت کوله باری از تجربیات جنگی خود را در اختیار شما قرار می دهد.
با تعجب پرسیدند: مگر او کی بود؟ گفتم:نشناختید؟ او رئیس ستاد لشکر است. گفتند، عجب!پس اربابی بود؟
منبع: احمدی، جانمراد؛ (1385)، ما اهل اینجا نیستیم؛ مجموعه ای از خاطرات و سخنرانی های سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی، شهرستان نجف آباد (اصفهان)، مؤسسه حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و لشکر 8 زرهی نجف اشرف و گنگره سرداران و 2500 شهید شهرستان نجف آباد، چاپ دوم.

درباره : شهید حاج احمد کاظمی , معرفی شهدا و فرماندهان ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 141
[ 19 / 04 / 1392 ] [ 19 / 04 / 1392 ] [ ]

آخرین پرواز

 

آخرین پرواز

نویسنده: شهید حاج احمد کاظمی



 
یکی از رزمندگان می گفت:
سال 64 توفیق تشرف به حج تمتع یافتم. یک شب از فرط خستگی روی کوه مروه خواب مرا درربود. در عالم رویا جمعی از رزمندگان شهید و زنده را مشاهده کردم که محرم به لباس احرام در حال طواف بودند. بین آنها شهید حسین خرازی(1) را دیدم. از او پرسیدم:تو کجا، اینجا کجا؟
با تبسمی گفت:با آخرین پرواز آمدم و با اولین پرواز نیز بر می گردم.
وقتی به اصفهان مراجعت کردم به دیدن حسین رفته جریان خواب را برایش گفتم. خوشحال شد و گفت:ان شاءالله سال آینده مشرف خواهم شد.
از آنجا که من او را در خواب جزو شهدا دیده بودم کمی نگرانش بودم، او سال بعد به مکه مشرف شد و بعد از حج به شهادت رسید.

پی نوشت ها :

1-سردار شهید اسلام، حسین خرازی در سال 1336 در اصفهان به دنیا آمد. وی پس از اتمام دوران دبیرستان در سال 1355 به خدمت سربازی اعزام شد و با فرمان حضرت امام خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان ها، به سیل خروشان مردم پیوست. شهید خرازی در ابتدای پیروزی انقلاب، به عضویت کمیته دفاع شهری اصفهان در آمد. یک سال پس از انقلاب، هم زمان با توطئه گروهک های ضد انقلاب در گنبد و ترکمن صحرا، فرماندهی نیروها در یکی از محورهای منطقه را به عهده گرفت و سپس چندین ماه در منطقه کردستان در دفاع از کیان اسلامی جانفشانی نمود. خرازی با آغاز جنگ تحمیلی به خوزستان اعزام شد و در منطقه خط شیر، فرماندهی نیروهای بسیج را بر عهده گرفت. عملیات فرمانده کل قوا، ثامن الائمه، فتح المبین، بیت المقدس، خیبر، بدر، والفجر 8 و کربلای 4 و 5 صحنه بروز رشادت، ابتکار، خلاقیت و حسن فرماندهی این سردار شهید اسلام بود. پس آن که این سردار شهید اسلام در عملیات خیبر در اسفند 1362 دست راست خود را در راه خدا تقدیم کرد، در جریان عملیات غرور آفرین کربلای 5 در حالی که فرماندهی لشکر 14 امام حسین(ع)را بر عهده داشت، در 8 اسفند 1365 به فیض شهادت نایل آمد و در گلستان شهدای اصفهان به خاک سپرده شد.

منبع: احمدی، جانمراد؛ (1385)، ما اهل اینجا نیستیم؛ مجموعه ای از خاطرات و سخنرانی های سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی، شهرستان نجف آباد (اصفهان)، مؤسسه حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و لشکر 8 زرهی نجف اشرف و گنگره سرداران و 2500 شهید شهرستان نجف آباد، چاپ دوم.

درباره : شهید حاج احمد کاظمی , معرفی شهدا و فرماندهان ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 153
[ 19 / 04 / 1392 ] [ 19 / 04 / 1392 ] [ ]

پشت درخت سرو

 

پشت درخت سرو

نویسنده: شهید حاج احمد کاظمی



 
بعد از عملیات والفجر چهار از دیدگاه سنندج قصد حرکت به کرمانشاه و نهایتا تهران را داشتیم. ساعت سه بامداد می خواستیم حرکت کنیم. موقع سوار شدن متوجه شدیم شهید اربابی در جمع ما نیست.
متحیر شدم که کجا رفته است؟ کمی منتظر ماندم، نیامد. به دنبالش گشتم، از بقیه همراهان سراغش را گرفتم. کسی اربابی را ندیده بود. با خود گفتم:نصف شبی مگر چه کار مهمی داشته که رفته است؟
کنار دیدگاه چند درخت سرو بود، دیدم سرو قامتی پشت یکی از درختان ایستاده و غرق در عبادت و مشغول خواندن نماز شب است. صدای «العفو، العفو»های دلنشینش چنان مجذوبم کرد که مدتی بی حرکت استاده تماشایش کردم. زیباتر از گل، خوش اندام تر از سرو و خوش لهجه تر از بلبل!زمزمه های عاشقانه اش گوش هر کس را نوازش می داد.

یک درخت گل اندر میان خانه ماست
که سروهای چمن پیش قامتش پستند

منبع: احمدی، جانمراد؛ (1385)، ما اهل اینجا نیستیم؛ مجموعه ای از خاطرات و سخنرانی های سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی، شهرستان نجف آباد (اصفهان)، مؤسسه حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و لشکر 8 زرهی نجف اشرف و گنگره سرداران و 2500 شهید شهرستان نجف آباد، چاپ دوم.

درباره : شهید حاج احمد کاظمی , معرفی شهدا و فرماندهان ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 212
[ 19 / 04 / 1392 ] [ 19 / 04 / 1392 ] [ ]
.: Weblog Themes By goldtem.rozblog.com :.

::

تبلیغات

X بستن تبلیغات

موضوعات
تازه های سایت
اخبار روز جهان
شهدای استانها فرماندهان ، وصیتنامه ، خاطرات ، آثار شهدا
نرم افزار های کاربردی
مستند
دانلود فیلمها و سریالهای ایرانی
انمیشین
فرهنگ جبهه
عملیات
شناسایی ها
نیروهای دشمن
نیروهای دشمن 2
شهدای جهاد سازندگی
آلبومها
برنامه رادیویی
خاطرات انقلاب
وطن
راهیان نور
موسیقی فیلم
سرود
موسیقی بی‌ کلام
فرزند شهید
صدای شهدا
شهید سید اهل قلم آوینی
مارش
مداحی
ايثارگران
خانواده شهدا
اولين هاي شهيدان دفاع مقدس
نوای جبهه
مطالب مفید فرهنگی ، هنری ، اینترنتی و ...
مذهبی
مجموعه پوسترهای شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس
فاتحان قله‌های جاسوسان ( شهدای صابرین )
محمد ابراهیم همت
ادعیه و مناجات
ادیه و زیارت
دانلود کتب اسلامی
پخش زنده شبکه های تلویزیونی - سراسری
دانلود تمام آثار شهید مطهری
صرفا جهت اطلاع !!!!
جلوه های ویژه
پی دی اف آموزشی
دوره آموزشي زبان فارسي
کلیپ های با کیفیت دفاع مقدس (۱)
نرم افزارهای موبایل
گنجینه اذان
والپیپرهای اسلامی
والپیپر معمولی
بخش سیستم عامل
بازی
کلیپ
شهید حاج احمد کاظمی
دانلود مجموعه کتابهای کامپیوتر pdf
اس ام اس
اصول و فروع دین
طنز و کاریکاتور
فول آلبوم های مجاز
دیگر رسانه ها
جستجو


آرشيو مطالب
آمار سایت
بازديدهاي امروز : 2,334 نفر
بازديدهاي ديروز : 2,334 نفر
كل بازديدها : 2,783,186 نفر
بازدید این ماه : 25,703 نفر
بازدید ماه قبل : 25,703 نفر
کل نظرات : 6 عدد
كل مطالب : 4779 عدد
افراد آنلاین : 4 نفر
آروین گلشنی